تبليغاتX
EmusicClub

با سلام خدمت دوستداران و خوانندگان وبلاگ...


در پست قبل که بعد از مدتها زده بودم و برگشته بودم قول داده بودم برگردم و مطالبی رو هر چند کلی بنویسم...

بدون هیچ مقدمه ای وارد میشوم و مطالبی رو بیان میکنم که موسیقی الکترونیک چیست و چه جایگاهی دارد و چه فرایند و طرحی موسیقی را الکتریک و وابسته به تکنولوژی روز جلوه میدهد و تا بحال چگونه به آن نگاه شده است:

در هر زمانی از عصر حاضر هر کار و برنامه ای با توجه به تکنولوزی و پیشرفت به نسبت زمان و اولویت فعالیتهای آن به شدت همسو با تکنولوژی بوده و پیشرفتها در همان زمینه و زمینه های مربوطه در همان حیطه دستخوش تغییر با تکنولوِژی بوده و این علم در همه جا به علت محدودیت ها و شناخت ها و هنجارها یکسان نبوده و میتوان گفت آیتم هایی مانند ارزش و سبک و سیاق ، اهمیت خاصی نسبت به برنامه و کار در جایجای این کره ی خاکی بوده و داشته است.

در این مقاله صرفا راجع به موسیقی و اهمیت و ابزارهای شناختهای آن و شیوه های متداول پیاده سازی آن تا حدی بررسی میشود:

موسیقی الکترونیک و غیر الکترونیک موسیقی را شامل میشود که علم هارمونیک و واقعی موسیقی به کمک اشخاص مختلف دسته بندی و به نوعی ارائه میشود و آیتم های زیادی برای رسیدن به آن هدف ، تعیین کننده ی یک کار و نتیجه ای مثبت خواهد بود .

موسیقی با همه ی عوامل خود در حال پیشرفت هست و شدت این پیشرفت با بروز بودن سبکها و علم آن به حدی هست که میتواند پدیده هایی مانند سبکها پیدا شوند و سبکهای دیگر فراموش شود و اینجا برداشت مناسب از این مقاله این است که باید دید مطالعه و دید ما نسبت به موسیقی چیست و چه جایگاهی دارد. بدون شک این پدیده ها و پیشرفتها به نوع شکل گیری و شیوه ی پیاده سازی آن اثرات مثبت زیادی میگذارد. پس در کل میتوان گفت نمیتوان از "پیشرفت" چشم پوشی کرد.


- موسیقی و موسیقی الکترونیک چیست؟

خب اگر بخواهیم کمی تخصصی تر نگاه کنیم باید عوامل صدا رو بشناسیم و این عوامل صدا میتونه خیلی چیزها باشه. برای نمونه در موسیقی هارمونیک و کنترل شده میتوان انواع و اقسام سازها رو نام برد که تمامی اینها "عوامل صدا" هستند.برای مثال شما وقتی در یک کنسرت و در سالن نشسته اید و در روی سن یا صحنه عوامل تولید صدا (سازها) که به کمک عاملان آن (نوازنده ها) به صدا در می آیند و آن عاملان صدا توسط رهبر ارکستر که رهبری و هدایت رو به عهده میگیره کنترل میشه.صداهای هارمونیک سازها از "قوانینی" که آهنگساز و تنظیم کننده ای که یک "قطعه" رو برای اجرا آماده می کنند طبعیت میکنند . برای مثال یک ویلن در ارکستر در یک قطعه میتونه در جا و گام مورد نظر خودش ملودی های زیادی رو "بنوازه" که این میتونه ملودیهای اصلی باشه یا اینکه ملودی های حجم دهنده یا تنظیم هایی بر پایه ی * "قوانین" کنترپوان باشه.
حالا در نظر بگیریم از لحاظ آهنگسازی و تنظیم قطعه هیچ مشکلی نیست و همه چیز کاملا خوب و کامل در نظر گرفته شده و نوازنده ها هماهنگ اند و سازها بدرستی با هم مچ شده اند. در این سالن بزرگ عوامل دیگری هم هستند که نقش دارند و از "ظرافت و اهمیت" خاصی برخوردارند. "عوامل صدایی بر محیط" از اصول یک کار خوب هستند که میتوان به یک مورد مثل آکوستیک بودن اشاره کرد. همیشه تا حرف از آکوستیک بودن و آکوستیک کردن به میون میاد این فکر در سر عده ای میاد که آکوستیک شاید عبارت است از مکانی که صدا در آن جریان نداشته باشه و به نوعی صدا کاملا "مهار" شده باشه. مانند یک اتاق که کاملا با پوششها و عایق های مناسب ساند پروف شده و هیچ ریوربی در ان وجود نداشته باشه. ولی موضوع کمی با این متفاوت است و آکوستیک گونه بودن شیوه ی کنترل صدا نسبت به محدوده و "پیرامون" خود صداست بطوریکه شما صدا رو (نکته ی خیلی مهم) به طور "طبیعی" کنترل میکنید. مبحث آکوستیک هم مبحث کاملا پیچیده ایه بطوریکه یکی از درسهای مهم یک دانشجوی رشته ی موسیقی هست و اهمیت خاصی در کار موفق داره و اینکه در این مبحث نمیگنجد و از علم من خارج!...
برای مثال در همون کنسرت، همون ویلن، و نوازنده ی آن رو در نظر بگیرید و حساب کنید طنین و صدای این ویلن کنترل نشده باشد ، اگر جای مناسب نوازنده و سطح آن از زمین مشخص نباشد ، یا با سازهای دیگر در حیطه ی خود همخوانی نداشته باشد و تداخل صدا بوجود بیاورد نمیتوان انتظار داشت که شنونده در آن "سالن" لذت کامل را از قطعه و کار برده باشد و اینکه اغلب برای یک شنونده چیزی لمس نمیشود ولی حس میشود و یک شنونده ی معمولی ممکن است صدایی که به گونه ای حرفه ای و با نظم در میان کار تنظیم شده رو بشنود ولی در هیجان و علتش بماند که چگونه اینگونه شد یا چگونه اینگونه کرد. این هم بحث مهمیه و برای مثال میشه مثال همیشگی رو زد که: صدا شنیده نمیشه ولی حس میشه" !...

"صدا و صدابرداری" هم در استدیو حساسیت های خاص خود در محیط ، همان اهمیت یک سالن کنسرت را دارد . مثلا ساز چگونه انتخاب ، رکورد ، سمپل و تنظیم و میکس شود که از مراحل مهم و لازم در یک سمپلینگ "حرفه ای" است!
صداهایی که رکورد و تنظیم و میکس میشوند اگر قصد سمپلینگ و رکورد ساز برای استفاده از صدای آن بصورت یک سمپل باشد لازمه ی اینکار شناخت تکنیک های اینکار در محیط مخصوص به خود با تجهیزات لازم است.
برای مثال شما میخواهید آهنگی را که قبلا نت نویسی کرده اید را اجرا کنید . شما دو راه دارید : اول اینکه آنرا توسط نوازندگان اجرا کنید و دوم اینکه آنرا توسط سمپلر ها و نرم افزار های موجود اجرا و پیاده سازی کنید. کاری که ما میکنیم همین است.استفاده از نرم افزارها. اگر در دنیای "سمپل ها و افکتها" غرق شده باشید خودتان متوجه میشوید وقتی من مینویسم "استفاده از نرم افزار ها" بیانگر چه رویداد و نکته ای هستم و اهمیت این جمله چقدر و در چیست.
ممکن هست شما راه سومی هم برای خود انتخاب کنید که در حال حاضر پرکاربرد ترین راه ممکن است و آن اول استفاده از سمپل و در مراحل بعدی استفاده از نوازنده ها و نوازندگی یک قسمت اعظم کار توسط خودتان است. در اینجا هیچ چیز دارای محدودیت نیست و اگر باشد محدود به "ذهن" و رویای آهنگسازی و "علم موسیقی" شما دارد. بعضا پیش آمده دوستانی از من خواستند برایشان استفاده از سمپلرها را در یک استدیو خانگی با توجه به کیفیت آن شرح دهم و نرم افزار ها و سخت افزارهای موجود را هم به آنان بشناسانم و بعد از مدت کمی تشریح و تامل، فرد با لبخند گفته: "اگه اینها رو داشته باشیم حله دیگه...؟" :؟ یعنی چی؟ جدا یعنی چی؟ منم با تعجب اگر بخواهم با فرد شوخی کنم میگویم: "بلـــه با اینها همه چیز حله و شما بزرگترین موزیسین حال حاضر میشوید" - 0o - و اگر نخواهم شوخی کنم با کمی تعصب به کارم آن فرد را همچین به راه راست هدایت میکنم که یادش نرود ، :| .
اغلب به علت ساده تر شدن و پیشرفته تر شده و در دسترس بودن موسیقی الکترونیک نسبت به ساخت یک موسیقی ارکستراتوار چنین فکر میکنند که آهنگسازی و علم فراوان و روز افزون آن هم به سادگی در یک نرم افزار یا سخت افزار رویایی در اختیار آنان قرار میگیرد. اگر کم تخصصی تر با این موضوع برخورد کنیم میبینیم که اطلاعات کم فرهنگ بد را ترویج کرده و "شناخت" و ارزش ها در اینجا بدون هیچ فکری زیر سوال میرود. اگر بخواهیم مقایسه کنیم از نگاه من موسیقی الکترونیک یک علم است که شما باید در عین اینکه این علم را تا حدی برای دانش خود زیر و رو کرده باشید علم موسیقی را هم در نظر گرفته و آنرا جدی تر و بیشتر دنبال و رویش حساب کنید. بیشتر افراد شاید ندانند موسیقی هارمونیک خود به تنهایی شامل درگاه ها و قوانین خاصی هست و باید برای مثال : تئوری ، سلفژ یا سلفا ، هارمونی ، کنترپوان ، فرم ، رنگ و ساز بندی را برای یک اطلاعات خوب و کار خوب موسیقی "خوب" بلد بود و من نمی گویم همه ی اینها باید "کامل" پشت سر گذاشته شوند تا یک فرد آهنگساز به حساب بیاید بلکه باید "حداقل شناختی" بر روی اینها داشته باشد و منکر این هم نمیشوم که بعضا میبینیم کسانی کارهایی بدون پشت سر گذاشته شدن این مراحل میسازند ولی این را در نظر بگیریم کسی که میتواند اینکار را بدون "علم موسیقی" انجام دهد خود بطور "ذاتی" دارای حداقل این علم در خود هست و شعور بالا و گوش موسیقی قوی تری نسبت به افراد عادی دارد و این باعث موفقیت هر چه سطحی این فرد شده.
گوش موسیقی هم دلالت بر علمی دارد که باعث لمس انواع پهنه های صدایی و تفکیک دقیق آن بدرستی توسط مغز و گوش دارد و فرد باید صداها، نت ها، تنالیه ها و گام ها را بشناسد و این در همه یکسان "نیست".

برای تعریف، بی مقدمه در چند جمله از موسیقی الکترونیک میتوان گفت:
(( موسیقی ای که در عوامل صدای خود از سخت افزارها و نرم افزارهای دیجیتال و آنالوگ برای تنظیم و رسیدن به نقطه ی دلخواه یک قطعه صدای الکترونیک و یا صدایی غیر الکترونیک و آکوستیک در قالبی الکترونیک (سمپل) استفاده میکند و این صدا میتواند یک صدای آکوستیک سمپل شده باشد و یا میتواند صدایی غیر طبیعی و تولید شده با یک سینتی سایزر سخت افزاری یا نرم افزاری باشد. برای تعریف هم گفته میشود عاملان و منابع صدا در اینجا سازهای الکترونیک و یا سمپلها هستند که توسط قطعات از پیش در نظر گرفته شده، دقیق و هماهنگ و با طبعیت از "قوانین موسیقی"ی نوشته شده توسط آهنگساز راهبری میشوند.))

- سازهای الکترونیک
ساز الکترونیک سازی است که صدا ها را به روش الکترونیک ایجاد یا تقویت میکند و با آیتم های تغییری میتوان آنها را به گونه های مختلف شکل داد. اولین نمونه های این سازها به 1904 باز میگردد ولی از دهه ی 50 آنها جای خود را در موسیقی باز کردند و سرعتی چشمگیر داشتند و سازهایی مانند پیانو دیجیتال ، کیبرد ، گیتار الکتریک و نیز سینتی سایزرها از این دسته سازها هستند.
برای مثال سینتی سایزر یکی از سازهایی است که در 1955 به طور "رسمی" اختراع و تولید شد و بسیاری از آهنگسازان از دهه ی 60 به این نوع سازها روی آوردند.سینت سایزر دستگاهی با اجزای الکترونیک است و میتوان بوسیله ی آن صدا را ایجاد نمود و تبدیل و مهار کرد. سینت سایزر ها قادر به تولید صداهای موسیقیایی و غیر موسیقیایی هستند و مهار کامل رنگ ، زیر و بم ، شدت و کشش صداها را برای آهنگساز ممکن میکند و اغلب آنها با شستی های کلاویه ای قابل نواختن هست.
سینت سایزرها بدین علت که در زمان پیدایش و ابداع محدود و کم بوده اند داشتن آنها همراه با صرف هزینه های زیادی بود و سیستم آنها کاملا الکترونیک نسبت به سینت سایزرهای امروز نبود و قلب آنها تشکیل شده از لامپهایی معروف به لامپهای خلاء بود. در دهه ی 60 تا 70 تکنولوژی ای لازم بود که بتوان آنها را به تعداد و انواع مختلف تولید کرد که در این دو دهه سینتی سایزرهای کوچکتر و ارزانتر ترانزیستوری ساخته شدند و دیگر حتما لازم به ساخت سیستمی با لامپها نبود و هزینه کردن برای این سیستم ها بصرفه تر بود و همین نقطه ی عطف باعث تولید بالا و پیشرفت روز افزون اینگونه سازها بود.
برای مثال میتوان سینت سایزر های موگ و باچلا نمونه های آن هستند و چنین سینت سایزرهایی در مکانهایی مانند کلوپ ها ، رستورانها و مکانهای تبلیغاتی به سرعت افزایش داشت.

- کمی جلوتر
سنتز آنالوگ از قدیمی ترین و کاملترین سیستمها تا دهه ی 80 بود و آمیزه ای از صداهای پیچیده را به کمک فیلتر های صوتی بهمراه داشت و فرکانسهای مختلفی را همراهی میکردند. برای نمونه میتوان سنتز دیجیتال مودلاسیون اف ام (Fm) را که توسط جان چاونینگ ابداع شد و امتیاز آنها را کمپانی یاماها خرید و این سیستم توسط این کمپانی همه گیر و گسترده شد و امروزه شاهد حضور کامل تر و باشکوه تر آن در سیستمهای سخت افزاری و دنیای امولیتور ها هستیم.
جلوه سازها که، معکوس کننده ها ، پژواک سازها و نیز تفکیک کننده های استریو را شامل می شوند اغلب بخشی جدا نشدنی در این سینت سایزرها و روند سنتز صوتی در آنها به شمار می آمدند و در آن زمان تکنولوژی بروز سیستمها به کمک این آیتم ها مورد بررسی قرار میگرفت.

در کنار این تکنولوژی ها تمامی اقسام و سازها و همچنین "سیستمهای صدابرداری و رکوردینگ" هم روز به روز در حال پیشرفت بوده و روند سعودی خود را طی میکردند که بیان هر کدام از آنها در این مقاله نمیگنجد.
میتوان به یکی از تکنولوژیهای بسیار بسیار موثر به سیستم میدی (midi = Musical Instrument Digitall Interface) اشاره کرد که رابط اطلاعات وسایل الکترونیکی بود و برای اتصال به سازهای الکترونیک و سکونسرها تحولی بزرگ بود و مکانیسم تازه و قابل ملاحظه ای را در سیستمهای الکترونیک بوجود آمد که اولین بار توسط کمپانی رولند ساخته و ابداع شد.شرکتهای دیگر هم نمونه ای از همین سیستم را دارا بودند ولی این سیستمها همخوانی نداشته و استاندارد و یکسان و جهانی نبودند و برای مثال کسی که از سیستم میدی کمپانی یاماها استفاده میکرد باید از سکونسرهای همان کمپانی استفاده میکرد که خود محدودیت خاصی در انتخاب و کار بود و این تکنولوژی توسط کمپانی رولند در 1975 و دهه ی 80 استاندارد و همه گیر شد.

امروزه و در همین حال حاضر سیستمهای پیشرفته تر شده همان سالهای قبل استفاده میشود ولی این تکنولوژی بقدری پیشرفت کرده که با هم تا حدی وجه تمایز را بوجود آورده است و در گونه های خاص منجمله کنسولها و امولیتور های نرم افزاری ارائه و استفاده میشوند.

در سازها هم به همین ترتیب سیستمهای جدید شکل گرفته شده و روز به روز شامل ابداع نوع و سبک جدیدی از سازها هستیم و معرفی و استفاده از آن همانند قبل احتیاج به گذر زمان و باز هم پیشرفت روز افزون دارد و این را باید مد نظر داشته باشیم که نمیتوان گفت پیشرفت تکنولوژی محدود است و شکل پذیری دیگر به چشم نمی آید.

حالا که با کمی دقت و تامل نگاه میکنیم میبینیم این تکنولوژی و سیستمها بوده اند تا این حد پیشرفت کرده اند و این هم در نظر باید داشت که تکنیکها و کاربرد های این سیستمها هم علم و آگاهی مخصوص به خود را میخواهد و با کمک آنها میتوان فکتورهای موسیقی را بطور ایده آل پیاده سازی و اجــرا کرد.

حال برای فراگیری هم باید از منابع و راه های "درست" ، "کامل" و "مناسب" استفاده کرد و از رفتن به راههای غیر اصولی برای یادگیری و فراگیری موسیقی الکترونیک جلوگیری کرد و سعی نشود که برای کوتاه کردن مسیر راههای سخت را در مدت زمان کم طی کرد و اجازه بدهیم به کمک زمان ، تجربه و خلاقیت های خاص در این حیطه به سراغ ما بیایند و این مهم است که ما هم در پی فراگیری باشیم و در حرکت.

افکتها ، جنراتورها ، وی اس تی ها و در کل انواع پلاگینها انواع مختلف دارند و کارایی نامحدود و شاید بعضی از نرم افزار ها و سخت افزار ها محدودیت خود را نسبت به قدرت بالای خود و بی نیاز نمودن کاربران از انواع گوناگون دیگر آیتم ها در خود را دارا باشند و این شما هستید که با توجه به نیازتان انتخاب میکنید ولی موسیقی را هیچ وقت اینگونه در نظر نگیریم که به سادگی ابزارها میتوان از خود موسیقی، حتی مقداری از آن صرف نظر کرد و بدانیم هر صدا و آهنگی نمیتواند یک موسیقی "به طور اختصاصی باشد" همیشه ارزش های تعیین کننده را در نظر بگیریم.

اگر مطالب این مقاله کم بود و با کامل نبود به من گوشزد کنید تا آنرا کامل کنم و این مقاله بطور ذهنیتی نوشته شده است و اگر احیانا مطالبی اشتباه نوشته شده است بیان کنید...

اگر میخواهید درباره ی کار با نرم افزار ها مراحل کار بنویسم در قسمت نظرات بیان کنید توجه داشته باشید که آموزش گام به گام در بزنامه ی این وبلاگ دیگر نیست! و فقط به تئوری انجام کار هرچند محدود اشاره خواهم کرد.

موفق باشید.

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2007/3/11 |
سلام.
سلام به همه ی دوستای گل و خوانندگان وبلاگ EmusicClub.
امیدوارم همه خوب باشید!
خب از چی بگم؟!!
حامد هستم یه مدتی از سال گذشته شروع کردم به چیزهایی که بلدم و از خیلی وقت پیش ها یاد گرفته بودم ولی به علل زیادی دیگه بعد از چند ماه ادامه ندادم ولی وقتی که مینوشتم واقعا مینوشتم .
تا اونموقع خیلی چیزها هم کاملا بلد نبودم نسبت به الان یه جورای الان فکر میکنم خیلی چیزها یاد گرفتم و تموم تلاشهایی که تو این چند سال کردم الان و الان به بعد داره به ثمر میرسه ولی در این زمینه فعلا قصد کار خاصی ندارم و سعی میکنم چیزهایی رو که بلدم در قالبی خاص آموزش بدم.
اگه وقت کنم تا چند روز دیگه که سرم خلوت میشه یه چیزایی مینویسم ولی قصد آموزش فعلا ندارم!
اگر کاری هم با خودم داشتین میتونید با ایمیل یا مسنجرم باهام ارتباط برقرار کنید و اگر کاری از دستم بر بیاد خوشحال میشم.
دیگه نمیدونم فعلا چی بنویسم ولی برمیگردم.
براتون روزهای خوبی رو آرزو میکنم.
فعلا.



نوشته شده توسط HameD ₠ در 2007/2/24 |