تبليغاتX
EmusicClub

 سلام

 

امیدوارم خوب و سلامت باشید.

 

یادتون یه سوال راجع به Fruity X-y Controller پرسیدم؟

من جواب این سئالم رو از دوست خوبم اطهر جان گرفتم و همینجا ازش تشکر میکنم.

X-y Controller افکت صدا نیست. بلکه همونطور که از اسمش معلومه کنترلر هست. Midi Controler ها رو دیدی؟ این کنترلرها صدایی تولید نمیکنن. بلکه فقط کار کنترل رو انجام میدن. در حقیقت یه جور ریموت هستن. مثل ریموت تلویزیون. X-y Controller هم به همین صورته. باهاش میتونی مقادیری که توی FL وجود داره رو کنترل کنی. همونطور که از اسمش پیداست دو مقدار x و y داره. یعنی خروجی این کنترلر چیزی نیست جز مقادیر x و y. حالا باهاش چیکار میتونی بکنی. اگه با FL در حد معقول کار کرده باشی افکت FreeFilter رو میشناسی. این افکت رو توی یه کانال دلخواه باز کن. مثلا کانال 5 که مال ریتم اصلی آهنگت باشه. این افکت رو توش باز کن. X-y Controller رو هم هرجا دلت میخواد باز کن. کنترلرها توی اف ال محدودیتی توی اینکه افکت و روی کدوم کانال باز کنی ندارن. اما برای اینکه بدونی کنترلرت مال کدوم صدا هست توی همون کانال 5 میکسر بازش کن. حالا روی کانال 5 دوتا افکت داری. X-y Controller و FreeFilter. احتمالا میدونی متغیر اصلی FreeFilter دکمه ی Freq هست و فرکانسهای صوتی ای که وارد اون کانال میشه رو به ترتیبی که خودت انتخاب میکنی کم یا زیاد میکنه. روی اون دکمه راست کلیک کن. توی منویی که باز میشه گزینه ی Link to Controller... رو انتخاب کن. پنجره ای با عنوان Remot Control Setting باز میشه. توی این پنجره میتونی دکمه ی Freq رو به کنترلرهای خارجی مثل دستگاههای کنترلر اکسترنال یا به کنترلرهای داخلی مثل x-y Controller نسبت بدی. همونطور که گفتم x-y Controller دو تا خروجی y و x داره. توی منوی باز شده به قسمت Internal Controller دقت کن. توی اون قسمت منویی وجود داره که توی اون منو تمام کنترلرهای داخلی نمایش داده میشه. چون شما فقط یه x-y Controller باز کردی توی اون منو فقط دو مقدار x و y رو مشاهده میکنی که میتونی یکی از این مقادیر رو انتخاب کنی و بعد با فشردن دکمه ی Accept تنظیمات رو تائید کنی.

  کاری که انجام دادی این بود که مثلا متغیر x از کنترلرت رو به دکمه ی Freq از فیلتر نسبت دادی. حالا ریتمت رو اجرا کن. هر دو افکت رو در معرض نمایش بذار. با ماوس نشانگر کنترلر رو در جهت X یا هر جهتی که انتخاب کردی حرکت بدی. میبینی که دکمه ی Freq از فیلتر همگام با حرکت ماوس توی کنترلر میچرخه. میتونی متغیر دیگه ی کنترلر رو هم به یه افکت دیگه یا یه دکمه ی دیگه از همون افکت نسبت بدی. یا حتی میتونی هرکدوم از مقادیر x و y رو به یه فیلتر (یا هر افکت دیگه) مربوط به سازها و کانالهای صدای جدا نسبت بدی. Formula Controler هم یه کنترلر مشابه دیگه هست که متغیر خروجی اون هم x و y هست. با فرمولهای ریاضی میتونی کمانها و خطوط سینوسی (اگه درست گفته باشم) بسازی و از مختصات این خطوط که با x و y نمایش داده میشن برای کنترلر افکتهات استفاده کنی.   
نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/5/19 |

 

 سلام 

 

 کاربرد کلید و حامل های گوناگون و کلیدهای ساز بندی

 

 تمامی سازهایی که با کلید های مختلف نوشته میشوند در زیر آمده است.

 

  البته از گذشته تا به حال بعضی از حامل ها که استفاده ی کمی داشتند جای خود را به حامل های

  دیگر دادند.

 

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

کلید سل       SoL Clief 

 

کلید سل: تنها روی خط دوم حامل پنج خطی جای میگیرد و نتی را مینمایاند که به فاصله یک پنجم بالاتر از نت و کلید دو وسط است با بسامد تقریبی 396 هرتز.

 

 

بخش حامل کلید سل – روی خط دوم

----------------------------------------

امروزه برای همه ی بخش های آوازی ( بجز بخش باس - باریتون و گاه بخش تنور )بر روی این نوع حامل نت نویسی میشود و سازهایی که با این کلید و حامل نت نویسی می شوند عبارتند از:

-          ویولن

-          ویولنسل ( اصوات خیلی بالای ساز )

-          فلوت و فلوت کوچک  Piccolo))

-          اوبوا

-          کلارینت و کلارینت باس

-          کر ( نیمه ی بالای میدان صدای ساز )

-          کرنت پیستون دار

-          ترومپت

-          کرآنگله

-          ساکسهورن

-          ساکسفون

-          هارمونیکا

      -     و تمامی سازهایی که در یک ارکستر بزرگ نقش ثابتی ندارند

 

 

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلید فا    Fa Clief

کلید فا: بر روی هر خط که قرار بگیرد آن خط ( نت فا ) را با بسامد تقریبی 176 هرتز.

 

بخش حامل کلید باس – روی خط چهارم

-----------------------------------------------

      -   فاگوت

      -   کر (Horn – Cor ) =  (تنها قسمتی از اصوات منطقه ی پایین این ساز با حامل باس

      -    نوشته میشود)

      -   ترومبون باس

      -    توبا

      -    ویولنسل = (تنها قسمتی از اصوات منطقه ی پایین این ساز با حامل باس

           نوشته میشود)

  

      -    کنترباس زهی = (تنها قسمتی از اصوات منطقه ی پایین این ساز با حامل باس

           نوشته میشود)

 

    در ادامه ی تعریف این ساز میتوان گفت در موسیقی با نام آکوستیک باس نام برده می شود و

    اصولا این ساز یک ساز انتقالی است و صوت حاصل از آن در همه حال با نت نوشته شده

    تطابق ندارد.

 

---------------------------------------

 

بخش حامل باریتون – روی خط سوم

----------------------------------------

این حامل در واقع ویژه بخش باریتون بوده که امروزه مدتهاست کاربرد آن متروک شده است.

 

 

  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 کلید دو    Do Clief

 

   کلید دو: بر روی هر خط حامل که قرار بگیرد آن خط محل استقرار نت دو وسط با بسامد حدود

   264 هرتز خواهد بود.

 

 

بخش حامل کلید دو – خط چهارم - تنور

------------------------------------------

علاوه بر بخش تنور سازهای پایین بر روی این حامل نت نویسی می شوند:

 

-          فاگوت ( قسمت اصوات بالای صدای ساز )

-          ترومبون تنور

-          ویولنسل ( قسمت مرکزی صدای ساز )

 

 

بخش حامل کلید دو – خط سوم – آلتو

-----------------------------------------

 این حامل گذشته از بخش آلتو ( آلتوی آوازی ) در نت نویسی ساز آلتو ( ویولن آلتو = ویولا )

 نیز بکار می رود.

 

 

بخش حامل کلید دو – خط دوم - منزو سوپرانو

-------------------------------------------------

این حامل امروزه متروک شده است و نقش آنرا آخرین حامل به عهده می گیرد.

 

 

 

بخش حامل کلید دو – خط اول – سوپرانو

--------------------------------------------

امروزه هیچ سازی بر روی این حامل نت نویسی نمی شود و نقش آن در مورد بخش سوپرانو به عهده ی گذاشته شده است.

حالا من از شما یه سوال دارم؟

 -   آیا این نوشته ها و اطلاعاتی که در اینجا گذاشتم ارزش یه نظر دادن کوچولو و

     خشک و خالی رو نداره....؟؟

 

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/5/11 |
  سلام به همه . امیدوارم خوب باشید

امروز هم دست پر اومدم.کار سنگینی بود ولی ارزشش رو داشت.بخونید و لذتش رو ببرید:

طئوری موسیقی - شیوه ی نگارش نت :

برای همه ی صداهای موسیقیایی از بم ترین تا زیرترین آنها فقط هفت نام وجود دارد.این نامهای هفتگانه

 

در همه جای دنیا به یک گونه نگارش و خوانده و بر روی ساز پیاده می شوند.

 

 

 

وسعت پهنه ی اصلی صداهای موسیقی یعنی پهنه ای از بم ترین تا زیرترین اصوات متجاوز از 60 صوت را

 

 در بر میگیرد. در حالی که نت ها فقط هفت نام دارند. در واقع در این پهنه ی گسترده پس از هفتمین نت

 

 نام آنها از آغاز تکرار میشوند. به گفته ی دیگر در ادامه ی پهنه ی اصوات موسیقی همواره پیش از هر

 

نت (( دو )) نت ((سی)) و پس از هر نت ((سی)) نت ((دو)) قرار دارد این تکرار تا پایان یافتن اصوات

 

موسیقی ادامه می یابد البته بسامد نت های تکرار شونده هر بار دو  برابر بسامد نت های همنام

 

پیشین است. به فاصله این دو نت همنام (( اکتاو )) گفته می شود. بعنوان مثال:

 

 

C D E F G A B  C D E F G A B  C D E F G A B  C D E F G A B  C D E F G A B

             5Oct                4Oc               3Oct               Oct2            Oct1*

 

 

Octave = Oct * = اکتاو

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 شیوه ی نوشتن و نگارش نت

 

برای نوشتن موسیقی و نتهای آن از خطی بنام خط یا خطوط حامل استفاده می شود:

حامل در ساده ترین و معمول ترین تعریف خود عبارت است از 5 خط موازی با فاصله های مساوی بر روی هم و دارای 11 محل برای جای دادن نت های موسیقی: 5 محل روی خطها و 6 محل هم بالا و پایین خطوط.

نتها همیشه در هر نوع از خطوط حامل چه .. سل.. یا ..فا.. یا ..دو..  از سمت پایین به بالا نوشته می شود. مثلا اگر حامل کلید سل را نگاه کنید. میبینید که کلید سل روی خط دوم است و این بدین علت است که ما سه نوع کلید به نامهای سل فا و دو داریم و این سه کلید بر روی نتهای سل فا و دو می نشینند. کلید سل بر روی نت سل – کلید فا روی نت فا – کلید دو هم روی نت دو .

برای مثال اگر حاملی را با کلید سل دیدید و نت خوانی بلد نیستین نترسید و آنرا کنار نگزارید بلکه آنرا بخوانید. به ترتیب زیر:

 

ما گفتیم که کلید سل روی نت سل قرار داره پس خط شروع کشیدن نت یعنی خطی که کلید بوسیله آن روی حامل نشسته ( نقطه ی شروع بالایی کشیدن شکل کلید سل ) را نگاه کنید روی خط دومه این به این معناست که خط دوم نت سل هست پس می گوییم نت قبلی آن فا است و محل آن زیر خط دوم و نت بعدی نت سل؛ بالای نت سل در میان خط دوم و سوم قرار دارد نت لا است و همینطور نتها را قبل و بعد بالا و پایین میچینیم و میخوانیم البته برای تازه کار ها به سختیه و فرق یک نت خوان حرفه ای و یه نت خوان تازه کار در تجربه و تمرین آنهاست و این بحث در اینجا مختصر شده و برای آموزشهای عملی به اساتید مجرب و برای آموزشهای کتبی به کتابهای تئوری موسیقی مراجعه کنید.

 

منتظر نظراتتون هستم.  

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/5/10 |

 

استفاده از مترونم برای محاسبه ریتم موسیقی، چه کمکی به نوازنده کمک می کند و بطور کلی

 

 مترونوم در نوازندگی  و تمرین چقدر موثر است ؟

 

 

همانطور که می دانیم موسیقی بر دو پایه اصلی استوار است، اول صدا( زیروبمی) و دوم زمان( ریتم)، بنابراین توجه به عنصر ریتم در موسیقی و فراگیری اجرای صحیح انواع آن برای هنرجویان نوازندگی از اهمیت بالایی برخوردار است.

"اساس محاسبه ریتم موسیقی توسط ذهن نوازنده انجام می پذیرد و در واقع نوازنده باید بتواند ریتم قطعات را در ذهن خود محاسبه کند."

بر این اساس تمرین ریتم خوانی موسیقی، بدون بکار بردن ساز، ذهن را برای محاسبه ریتم در نوازنده تربیت می نماید. آنچه که در مقاله " نت خوانی و اجرا" پیشتر بطور مفصل تری بیان شده، در این زمینه می تواند مفید باشد.

در دوره ای که هنرجو سرگرم فراگیری دوره نوازندگی است، یکی از راههای خوب برای فراگیری محاسبه و اجرای ریتم درهنگام نواختن با ساز، اجرای ریتم توسط پا یا اصطلاحا روش" پا زدن" می باشد.

اما اشتباه شایعی که غالبا در اوایل این دوره برای محاسبه ریتم توسط روش پا زدن اتفاق می افتد، بدینگونه است که هنرجویان ابتدا شروع به نواختن می نمایند و سپس بر اساس نحوه نواختنشان شروع به پازدن می کنند و در این حالت که دیگر زمان پازدن ها با یکدیگر برابر نیست و حالت دلبخواهی در اجرای ریتم اتفاق می افتد، یعنی بعضی نت ها کوتاه تر و بعضی دیگر بلندتر از لحاظ زمانی اجرا می شوند.

متاسفانه این اشتباه باعث می گردد تا بجای آنکه هنرجو اجرای خود را بر پایه ریتم قطعه شکل دهد، ریتم قطعه را بر پایه تصورات و اجرای خود شکل می دهد و در این حالت دیگر قطعه با ریتم اصلی و صحیح خود اجرا نمی گردد و هنرجو نیز با تصور اینکه توسط روش پازدن ریتم نواختن خود را تحت کنترل دارد، یک تصورغلط از ریتم قطعه در ذهن خود پرورانده و بدون اطلاع از وجود این مسئله، ذهنیتی اشتباه از موسیقی مورد اجرا و ریتم آن پیدا کرده و درهنگام نواختنش این مورد بشدت نمود پیدا می کند.

برای کمک به حل این مشکل می توانیم از دستگاه مترونم استفاده کنیم. هنرجو درهنگام نواختن با پازدن و استفاده همزمان از مترونم و هماهنگ نمودن ریتم پا با ریتم انتخاب شده برای مترونم، می تواند ذهن خود را برای اجرای صحیح ریتم پرورش دهد و مشکلی را که در بالا به آن اشاره شد را بتدریج حل نماید.

مترونم دستگاه بسیار مفیدی است که استفاده از آن امروزه در دنیا، عملی بسیار معمول و جا افتاده می باشد. این دستگاه غیر از آنکه ریتم صحیح و بدون خطا و نوسانی را به نوازنده ارائه می کند، دایره زمانی و محدوده ضربی هر یک از ریتم های مختلف از کندترین تا سریعترین را، مانند لارگو(
Largo)، آداجیو(Adagio)، آلگرو(Allegro)، پرستو(Presto
) و غیره را در اختیار نوازنده می گذارد.

به مرور که فرد در نوازندگی مهارت می یابد، در اجرای صحیح و بدون نوسان انواع ریتم ها نیز تواناتر می گردد و کم کم می تواند بحدی از توانایی برسد که حتی بدون پازدن یا استفاده از مترونم ریتم موسیقی را بخوبی اجرا نماید و کمتر دچار اشتباهات ریتمیک شود.

تمرین های ریتم خوانی قطعات بدون ساز، پا زدن و مترونم همگی ابزارهایی هستند که کمک به نوازنده می کنند تا ذهن او به توانایی محاسبه دقیق ریتم موسیقی رسد و نباید اینگونه تصورداشت که ازهمان روزهای آغازین آموزش، هنرجو بدون
 کمک گیری از روشهایی از این دست، قادر به اجرای بی نقص ریتم موسیقی می گردد.

 

 مطلب خوب بود؟ اگر خوب بود و خوشتون اومد و خواستین نظر هم بدین

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/4/28 |

سلام

امیدوارم خوب باشید و هر چی خواستید فقط به خودم بگید.خوشحال میشم کمکتون کنم

الانم براتون یه چیزهایی راجع به هارمونیکا یا همون ساز دهنی رو به سفارش احسان جان میذارم.

انواع هارمونیکا

هارمونیكا دارای دو نوع اصلی است. نوع اول آن در گام كروماتیك است (Chromatic Harmonica) و همانطور كه انتظار می رود، تمام نتهای گام كروماتیك (اعم از پرده و نیم پرده) توسط آن قابل اجرا است. از نظر ظاهر، این ساز دارای یك كلید در انتهای آن است كه با فشردن آن، چه در حالت مكش (Draw) و چه در حالت دمش (Blow)، نت مربوط به هر سوراخ نیم پرده بالاتر نواخته می شود.

ساز دهنی كروماتیك برای قطعاتی مناسب است كه ملودی قطعه در گامی با بیش از 7 نت است. به همین دلیل این ساز معمولا در موسیقی پاپ، جز و كلاسیك استفاده می شود. 'ژان توتس تیلماتز' (Jean Toots Thielemans)؛ یكی از بزرگترین نوازندگان این ساز به سبك جز است و سبك او، تحولی در نوازندگی این ساز ایجاد كرد.

بزرگترین نوازندگان هارمونیكای كروماتیك ،
Stevie Wonder، Robert Bonfiglio و Larry Adler هستند و گروه 'جری مورادز هارمونیكتز' (Jerry Murad’s Harmonicats)، بسیاری از قطعات كلاسیك را به صورت كوارتت هارمونیكا اجرا كردند.

 

 متاسفانه در کشور ما به دلیل کم هزینه بودن و معرفی کم و اشتباه ساز دهنی رو با اسباب بازی های بچه ها مقایسه می کنن و کمتر کسی به سمت اون برای آموزش دیدن میره و حالا هم آموزشهای خاصی هم در آموزشگاههای موسیقی نداره و کتابهایی هم که در این زمینه هستند معرفی و تکنیکهای لازم و کاربردی را در این زمینه را تامین نکرده اند.

 

امیدوارم خوشتون بیاد هر اطلاعاتی راجع به هر سازی خواستین در خدمتم

 

هارمونیکا

 

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/4/28 |
سلام


اين مطلب براي كسایي مینویسم كه با تئوري موسيقي آشنايي كامل دارند.

يكي از مشكلاتي كه خيلي از نوازندگان نوآموز با اون در ارتباطند ، آكورد گذاري آهنگايشان است.


به نظر من بهترين رو ش براي اينكار اينست كه ابتدا نوازنده گام آهنگ را براي خود مشخص كند ، بدين ترتيب مجموعه نتهاي استفاده شده در ملودي قطعه حدودا بدست ميآيد.حدودا رو به اين دليل ميگم كه ممكن است در طول قطعه نتهاي كمكي زينت و يا حتي تغير تناليته صورت گيرد.


خلاصه بعد از مشخص شدن گام ، آكوردها نيز از روي فواصل خاص با توجه به فرمول ساخت آكوردها مشخص ميشود. حال نوازنده (با قرض اينكه درك خوبي از موسيقي و تئوري آن دارد ) بايد انواع نتهاي مختلف را در ملودي تشخيص دهد مانند نتهاي ايست ، گذر و يا .... .


براي نتهاي ايست ملودي ، آكورد مناسب را از مجموعه آكورد هايي كه در اين گام پيش رو دارد انتخاب كند.وبسته به نوع ساير نتهاي ملودي ، در صورت تمايل آكورد گذاري كند.مثلا در نوشته پيكاردي در همين وبلاگ توضيح داده شده است كه نت غير گام و زينت پيكاردي چطور آكورد گرفته است.


توصيه ميشود كه آكورد گذار آنطور كه متاسفانه امروزه در موسيقي ما مد شده تنها به استفاده از چند آكورد مينور و ماژور اكتفا نكند و با دركي كه از حس و بيان ساير آكوردها بدست ميآورد، استفاده از آكورد هاي نا مطبوع را نيز در كار خود قرار دهد. تا هارموني آهنگ قويتر و زيباتر اجرا گردد.


نوشتن هارموني براي آهنگاي مختلف و تجزيه و تحليل علمي و عملي قطعات مختلف ، در درك هارموني بسيار تاثير دارد.

بازم بگم؟ 

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/4/21 |
با سلام.امیدوارم خوب باشید.

 الانم با دست پر اومدم می خوام یه چیز جدید رو یاد بدم. موضوعی که اگر اونو درک کنید میتونید راحتتر و با ریسک بالاتری آکوردها و گام خودتونو تغییر دهید:

میتوان گفت پایه های موسیقی به هارمونی و کنترپوان و فرم و سازبندی هر قطعه استوار است.
يكي از تكنيكهاي زيبايي كه هنگام نوشتن هارموني ميتوان استفاده كرد تكنيك پيكاردي ميباشد.

تکنیک پیکاردی چیست ؟

اگردر يك گام مينور روي آكورد پايه گام باشيم و بخواهيم به آكوردي كه روي درجه 4 گام ساخته ميشود حركت كنيم ميتوان يك آكورد مياني براي زيباتر شدن اين حركت بكار برد . اين آكورد روي درجه اول گام و در قالب ماژور ساخته ميشود و قبل از آكورد درجه 4 كه ميخواهد بيايد ،نواخته ميشود.


مثال : فرض كنيد در گام لا مينور هستيد . در ميانه آهنگ ، براي رفتن از آكورد لا مينور به ر مينور براي ايجاد پيكاردي بايد ابتدا لا مينور ، سپس لا ماژور زد و پس از آن روي رمينور رفت.


حركت ملودي قابل توجه توليد شده در هنگام زدن اين سه آكورد پشت سر هم ، حركت كروماتيك درجه 2 آكورد اول به در جه 2 آكورد دوم و بعد به در جه اول آكورد سوم است


يعني Do->Do#->Re.و اين در حاليست كه نه نت Do# و نه آكورد لا ماژور متعلق به گام
لا مينور نيستند.


چنين تكنيكي معمولا براي اتصال يك موتيف به خودش براي تكرار مجدد آن موتيف بكار ميرود و آكورد پيكاردي در بر دارنده نت زينت ونقش يك آكورد زينتي را بازي ميكند و معمولا كوتاه است.
مثلا براي درك بيشتر و شنيدن اين تكنيك، آكورد هاي زير را به تعداد ميزانهاي نوشته شده در جلوي آن ،اجرا كنيد.وزن و ريتم دلخواه است.


Am(2),Dm(2),Am(2),E(2),Am(1),A(1), Dm(2),Am(2),E(2),Am(2)

اين تكنيك همانند نفس گيري براي شروع دوبار يك كار ميماند. و حركت كروماتيك بوجود آمده
براي گوش ،بسيار سيال و راحت است.كاربرد اين تكنيك در گام مينور هارمونيك و يا مينور ملوديك ، بيش از مينور تئوريك و يا طبيعي است.


توجه براي نت نويسان در قالب چهار بخشي :مسلم است كه حركت كروماتيك رابهتر است بصورت بالا رونده كامل بنويسند.براي اثر بيشتر اين تكنيك، ميتوانيد بخش سوپرانوي هارموني را مانند بخش تنور بنويسيد تاصداي پيكاردي بهتر شنيده شود.البته تصميم نهايي با شماست

حالا چی این مطلب براتون مهم نبود؟

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/4/21 |
سلام

امروز می خوام مختصری راجع به گامها در موسیقی بگم . منو همراهی کنید:

به طور کلی میتوان گفت آهنگهای مختلف در گامهای مختلف بواسطه داشتن نتهای مختلف و نتيجتا داشتن فرکانسهاي مختلف تاثيرات متفاوت بر مغز و قلب انسان ميگذارند.طوری که ميتوان گفت بعضی گامها معمولا غمگين بعضی ديگر شاد و... هستند.

البته کلا گامهای ماژور از گامهای مينور تاثير شادتری دارند و مينورها غمگين ترند.

در بين خود ماژور ها - دو ماژور حس خاص تر و شادتری دارد.

 ر ماژور گام ماژوری است که ميتواند بيانگر غمها نيز باشد. می ماژور گام استواری است والبته ميتواند برای بيان جدايی ها بکار رود.


لا ماژور برای شکوه کردن استفاده های زيادی داشته.

در مينورها سی مينور غم شيرين دارد و حتی اگر آهنگ ريتميک هم باشد باز ميتواند بيانگر غم خفيفی باشد.مثلا لا مينور غمش بيشتر است و ميتواند اندوه داشته باشد. می مينور برای کارهای معمولی تر يا تعريف داستان يا بيان جدايی ها کاربرد مطلوبی دارد.ر مينور برای بيان حزن خفيف و شادی های کودکانه جواب خوبی داده است.


گام های سل معمولا سرکش ميباشند و گام فا نا آشناتر برای گوش.


صد البته نوع ملودی و تنظيم اجرا شده تعيين کننده اساسی حس آهنگهاست.و نيز ساز بندی آهنگ تاثير بسزايی روي کار دارد.اما از انتخاب صحيح گام صرف نظر از توانايی های سازها و خواننده نبايد غافل شد.

این چطور بود

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/4/21 |
سلام

امیدوارم خوب باشید و هر جا که هستید رو لبتون خنده باشه

امروز میخوام تا حدی یک استدیو رو برای ضبط کردن براتون شرح بدم بخونید جالبه...!


براي ضبط يك آهنگ در استوديو اصل بر اين است كه صداي هر سازي بطور جداگانه ضبط ميگردد و در انتها همگي باهم ميكس ميگردند.


معمولا ابتدا صدا مترونوم آهنگ كه ميتواند بوسيله يك سينتي سايزر هم توليد شود ضبط ميگردد.سپس بسته به نوع سازبندي و تنظيم آهنگ ابتدا صداي ساز پايه مثل درام ضبط ميگردد در اين مرحله نوازنده درام تنها نتهايش را پيش رو دارد ، ضمن اينكه صداي مترونوم را از درون هدفوني ميشنود تا سرعت اجراي آهنگ را از دست ندهد.
پس از آن نوازنده بعدي كه ميتواند گيتار باس يا پيانو باشد نتهايش را مينوازد ،ضمن اينكه علاوه
بر مترونوم ميتواند صداي درام را هم بشنود.


بهمين ترتيب هر نوازنده هنگام اجرا ميتواند كارهاي ضبط شده قبلي را از درون هدفوني بشنود.
البته او صداي ساز خودش را هم همرام ساير سازهاي ضبط شده درون هدفون دارد و دليل استفاده از هدفون هم اين است كه روي هر تراك در حال ضبط تنها يك صدا ضبط گردد تا در صورت اشتباه نوازنده لطمه اي به ساير صداهاي ضبط شده نخورد و نيز در هنگام ميكس و تنظيم شدت صداها دست آهنگساز باز باشد. با اين روش صداهايي كه پخش ميشوند ،دوباره ضبط نميگردند.


البته بعضي وقتها ممكن است هنگام ضبط سازهاي زهي و يا گروه هاي كر بزرگ صداي يك گروه با هم ضبط گردد كه اينكار نياز به تمرين و توانمندي اعضاي آن گروه دارد.


در حين ضبط ناظر ضبط و آهنگساز(تنظيم كننده) همواره بايد شش دانگ كه هيچ بلكه ششصد دانگ خود را جمع كنند و مراقب اجراي صحيح ، تميز، به موقع و مطلوب نتها باشندو در صورت بروز اشتباه از جانب نوازنده ،آن قسمت را دوباره صدا برداري كنند.


در حالتيكه آهنگ با كلام باشد حال نوبت خواننده فرا ميرسد و او با شنيدن كل اثر، روي آن ميخواند. اودر هدفون خود هم آهنگ را ميشنود و هم صداي خودش را. طبق خواسته او ميتوان بلندي صداها را تغيير موقت داد يا آنهارا حذف كرد تا عمل خواندن براي او راحتر گردد.


باز هم ناظر ضبط و آهنگساز(تنظيم كننده) و صدا بردار بايد موظب كوك بودن لحظه به لحظه
خواننده با آهنگ باشند و در صورت داشتن فالشي ، ضبط دوباره و دوباره انجام شود.

مرحله آخر توليد، ميكس است. در اين مرحله ناظر ضبط و آهنگساز(تنظيم كننده) و صدابردار
كل كار را گوش ميدند و مقدار بلندي صداي هر ساز را در هر قسمت از آهنگ تعيين ميكنند.
Effect هاي صوتي لازم مثل اكو ، طنين و ... را آزمايش و نسخه اصلي آهنگ را ضبط ميكنند.

بله ، در استوديو هر ساعت بسرعت تنها يك ثانيه ميگذرد اما آهنگساز به اندازه يك سال پير ميشود.

و البته در ايران اينجا تازه شروع بدبختي هاست.؟

بهتر نیست نظرتون رو بدونم

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/4/21 |
سلام چطوری

امروز اومدم تا یه سری چیز هایی رو که همه در موسیقی و حتی گوش کردن موسیقی به اون احتیاج دارن رو براتون بنویسم شايد خيلي از كساني كه موسيقي گوش ميدهند ندانند كه تنظيم در موسيقي چيست و تنظيم كننده كيست!

بطور كل در شكل گيري يك آهنگ سه دسته فرد يا افراد شركت دارند:

آهنگساز بعنوان خالق ملودي اصلي آهنگ كه حتي ميتواند هيچ گونه تحصيلات موسیقي و يا آشنايي به تئوري موسيقي هم نداشته باشد. وي ميتواند ملودي اصلي را روي يك ساز بسازد و بنوازد و يا فقط آنرا بخواند يا زمزمه كند.ملودي را در قالب يك موسيقي بدون كلام زمزمه كند و يا آنرا روي شعري بخواند.خلاصه او فقط خالق ملودي اوليه بر اساس حس خود ميباشد.البته او ميتواند موسيقي دان و حتي تنظيم كننده هم باشد كه در آنصورت كار خيلي راحتر ميشود.

اما تنظيم كننده ، او كسي است كه وظيفه رنگ آميزي نتهاي اصلي ملودي آهنگساز را بر عهده دارد.او بايد كاملا با علم موسيقي و تئوريات پيشرفته موسيقي آشنا باشد. به قابليت اجراي انواع سازها و حس و روح صداي آنها آشنا باشد. از علومي مثل كنتر پوان و هارموني در موسيقي كاملا مطلع و داري مهارتهاي عملي دربكار گيري آنها در آميزش نتها باشد.در كل او كسي است كه وظيفه نوشتن و آماده كردن تمام نتهاي آهنگ براي هركدام از سازها انتخابي(توسط خودش يا آهنگساز) و نيز حفظ هماهنگي تمام اين نتها وحس و حال آهنگ و در كل ايجاد تركيبي زيبا از نتها و صداها و تكنيكهاي مختلف را بر عهده دارد و به نظر من اوست كه ميتواند يك ملودي ساده را به زيباترين حالت به گوش ما برساند و يا يك ملودي زيبا را بسيار ساده و حتي تكراري نشان دهد.

ودر آخر نوازندگان هستند كه نتهاي توليد شده را با سازهاي مختلف خود مينوازند و یا این آهنگ را توسط نرم افزارهای موسیقی می سازند و اینجاست که شما حاصل كار آهنگساز و تنظيم كننده را ميشنويد.

چطور بود؟

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/4/21 |