تبليغاتX
EmusicClub
زندگی بقدری پر پیچ و تابه که می تونه حتی قول هایی رو که دادی از یادت ببره! حقیقتش اینه!

و نه! البته اگه بخوای یادت نمیره میتونه اونارو کم اهمیت کنه تا حدی که به فکرت نرسن.

قول داده بودن بنویسم و الان خیلی از اون وقت گذشته.

دوست داشتم توی این برهه از زندگیم اندازه همون سوزنه باشم تو انبار کاه که بتونم توی این انباره (ایران) توی فرهنگ موسیقی (گوش مردم و علمشون) تاثیر گذار باشم. اون سوزنه نیم قدم اوله. 

اما ننوشتم. کمکی نکردم و تا الان حرف بود. اما به موقع، همون وقتی که میخوام برسه شروع میکنم به نوشتن. نه فقط نوشتن به خیلی کارای دیگه تو این زمینه. امیدوارم درگیریم کمتر بشه.

شاید تا اون موقع 3-4 سال طول بکشه، اما میخوام 10 سال دیگه یه نمونه کار خوب تو وب از خودم و یه مرجع با یه نمره ی خوب برای اهل فن موسیقی داشته باشم.

کارهایی که ساختم محدوده به دل خودم و شاید افرادی که کنار من در حال زندگی هستن. 

اما میخوام یه روز سورسشون رو تا روزی که بر میگردم جمع کنم و آپلود کنم.

شما اینارو در حد حرف بگیرین اما اثباتش تو دل خودم باشه. همینطور تضمین انجامش به خودم..

بر میگردم و  کار میکنیم. امیدوارم اونهایی که تو این تاریخ که مینویسم آماتورن بیان بالاتر تا اونموقع سرعت و رشد علم و همینطور حجمش از الان بیشتر باشه.

وصیعتم به اونایی که اینجا تونست کمکی بکنه اینه که برای گوششون ارزش قائل باشن. فقط همین.

برمیگردم.

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2009/10/8 |
سلام به همه ی دوستایی که میدونن موسیقی معنیش چیه و میدونن هدف یعنی چی.

امیدوارم همه روز به روز موفق تر از قبل باشن. من خیلی وقته که فعالیت عمومی در زمینه ی موسیقی یا اطلاع رسانی انجام ندادم. امیدوارم بتونم مفید باشم.

حالا در زمینه ی موسیقی الکترونیک - مبانی و مطالب مربوط به صدا - نرم افزار -  سخت افزار -  استدیو و مراحل ساخت همچنین میکس و مسترینگ و در مرحله ی آخر آهنگسازی هر سوالی دارین بپرسید. مشتاقانه تا اونجا که علمم جواب بده در خدمتم و جواب خواهم داد. دلیل حضورمم در اینجا پاسخ به سوال همه ی دوستای تازه کار هست.

بزودی هم سعی می کنم وقت بزارم و یه دستی سر و روی این وبلاگ قدیمی بکشم. برای همه آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.

 

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2008/12/6 |

با سلام خدمت دوستداران و خوانندگان وبلاگ...


در پست قبل که بعد از مدتها زده بودم و برگشته بودم قول داده بودم برگردم و مطالبی رو هر چند کلی بنویسم...

بدون هیچ مقدمه ای وارد میشوم و مطالبی رو بیان میکنم که موسیقی الکترونیک چیست و چه جایگاهی دارد و چه فرایند و طرحی موسیقی را الکتریک و وابسته به تکنولوژی روز جلوه میدهد و تا بحال چگونه به آن نگاه شده است:

در هر زمانی از عصر حاضر هر کار و برنامه ای با توجه به تکنولوزی و پیشرفت به نسبت زمان و اولویت فعالیتهای آن به شدت همسو با تکنولوژی بوده و پیشرفتها در همان زمینه و زمینه های مربوطه در همان حیطه دستخوش تغییر با تکنولوِژی بوده و این علم در همه جا به علت محدودیت ها و شناخت ها و هنجارها یکسان نبوده و میتوان گفت آیتم هایی مانند ارزش و سبک و سیاق ، اهمیت خاصی نسبت به برنامه و کار در جایجای این کره ی خاکی بوده و داشته است.

در این مقاله صرفا راجع به موسیقی و اهمیت و ابزارهای شناختهای آن و شیوه های متداول پیاده سازی آن تا حدی بررسی میشود:

موسیقی الکترونیک و غیر الکترونیک موسیقی را شامل میشود که علم هارمونیک و واقعی موسیقی به کمک اشخاص مختلف دسته بندی و به نوعی ارائه میشود و آیتم های زیادی برای رسیدن به آن هدف ، تعیین کننده ی یک کار و نتیجه ای مثبت خواهد بود .

موسیقی با همه ی عوامل خود در حال پیشرفت هست و شدت این پیشرفت با بروز بودن سبکها و علم آن به حدی هست که میتواند پدیده هایی مانند سبکها پیدا شوند و سبکهای دیگر فراموش شود و اینجا برداشت مناسب از این مقاله این است که باید دید مطالعه و دید ما نسبت به موسیقی چیست و چه جایگاهی دارد. بدون شک این پدیده ها و پیشرفتها به نوع شکل گیری و شیوه ی پیاده سازی آن اثرات مثبت زیادی میگذارد. پس در کل میتوان گفت نمیتوان از "پیشرفت" چشم پوشی کرد.


- موسیقی و موسیقی الکترونیک چیست؟

خب اگر بخواهیم کمی تخصصی تر نگاه کنیم باید عوامل صدا رو بشناسیم و این عوامل صدا میتونه خیلی چیزها باشه. برای نمونه در موسیقی هارمونیک و کنترل شده میتوان انواع و اقسام سازها رو نام برد که تمامی اینها "عوامل صدا" هستند.برای مثال شما وقتی در یک کنسرت و در سالن نشسته اید و در روی سن یا صحنه عوامل تولید صدا (سازها) که به کمک عاملان آن (نوازنده ها) به صدا در می آیند و آن عاملان صدا توسط رهبر ارکستر که رهبری و هدایت رو به عهده میگیره کنترل میشه.صداهای هارمونیک سازها از "قوانینی" که آهنگساز و تنظیم کننده ای که یک "قطعه" رو برای اجرا آماده می کنند طبعیت میکنند . برای مثال یک ویلن در ارکستر در یک قطعه میتونه در جا و گام مورد نظر خودش ملودی های زیادی رو "بنوازه" که این میتونه ملودیهای اصلی باشه یا اینکه ملودی های حجم دهنده یا تنظیم هایی بر پایه ی * "قوانین" کنترپوان باشه.
حالا در نظر بگیریم از لحاظ آهنگسازی و تنظیم قطعه هیچ مشکلی نیست و همه چیز کاملا خوب و کامل در نظر گرفته شده و نوازنده ها هماهنگ اند و سازها بدرستی با هم مچ شده اند. در این سالن بزرگ عوامل دیگری هم هستند که نقش دارند و از "ظرافت و اهمیت" خاصی برخوردارند. "عوامل صدایی بر محیط" از اصول یک کار خوب هستند که میتوان به یک مورد مثل آکوستیک بودن اشاره کرد. همیشه تا حرف از آکوستیک بودن و آکوستیک کردن به میون میاد این فکر در سر عده ای میاد که آکوستیک شاید عبارت است از مکانی که صدا در آن جریان نداشته باشه و به نوعی صدا کاملا "مهار" شده باشه. مانند یک اتاق که کاملا با پوششها و عایق های مناسب ساند پروف شده و هیچ ریوربی در ان وجود نداشته باشه. ولی موضوع کمی با این متفاوت است و آکوستیک گونه بودن شیوه ی کنترل صدا نسبت به محدوده و "پیرامون" خود صداست بطوریکه شما صدا رو (نکته ی خیلی مهم) به طور "طبیعی" کنترل میکنید. مبحث آکوستیک هم مبحث کاملا پیچیده ایه بطوریکه یکی از درسهای مهم یک دانشجوی رشته ی موسیقی هست و اهمیت خاصی در کار موفق داره و اینکه در این مبحث نمیگنجد و از علم من خارج!...
برای مثال در همون کنسرت، همون ویلن، و نوازنده ی آن رو در نظر بگیرید و حساب کنید طنین و صدای این ویلن کنترل نشده باشد ، اگر جای مناسب نوازنده و سطح آن از زمین مشخص نباشد ، یا با سازهای دیگر در حیطه ی خود همخوانی نداشته باشد و تداخل صدا بوجود بیاورد نمیتوان انتظار داشت که شنونده در آن "سالن" لذت کامل را از قطعه و کار برده باشد و اینکه اغلب برای یک شنونده چیزی لمس نمیشود ولی حس میشود و یک شنونده ی معمولی ممکن است صدایی که به گونه ای حرفه ای و با نظم در میان کار تنظیم شده رو بشنود ولی در هیجان و علتش بماند که چگونه اینگونه شد یا چگونه اینگونه کرد. این هم بحث مهمیه و برای مثال میشه مثال همیشگی رو زد که: صدا شنیده نمیشه ولی حس میشه" !...

"صدا و صدابرداری" هم در استدیو حساسیت های خاص خود در محیط ، همان اهمیت یک سالن کنسرت را دارد . مثلا ساز چگونه انتخاب ، رکورد ، سمپل و تنظیم و میکس شود که از مراحل مهم و لازم در یک سمپلینگ "حرفه ای" است!
صداهایی که رکورد و تنظیم و میکس میشوند اگر قصد سمپلینگ و رکورد ساز برای استفاده از صدای آن بصورت یک سمپل باشد لازمه ی اینکار شناخت تکنیک های اینکار در محیط مخصوص به خود با تجهیزات لازم است.
برای مثال شما میخواهید آهنگی را که قبلا نت نویسی کرده اید را اجرا کنید . شما دو راه دارید : اول اینکه آنرا توسط نوازندگان اجرا کنید و دوم اینکه آنرا توسط سمپلر ها و نرم افزار های موجود اجرا و پیاده سازی کنید. کاری که ما میکنیم همین است.استفاده از نرم افزارها. اگر در دنیای "سمپل ها و افکتها" غرق شده باشید خودتان متوجه میشوید وقتی من مینویسم "استفاده از نرم افزار ها" بیانگر چه رویداد و نکته ای هستم و اهمیت این جمله چقدر و در چیست.
ممکن هست شما راه سومی هم برای خود انتخاب کنید که در حال حاضر پرکاربرد ترین راه ممکن است و آن اول استفاده از سمپل و در مراحل بعدی استفاده از نوازنده ها و نوازندگی یک قسمت اعظم کار توسط خودتان است. در اینجا هیچ چیز دارای محدودیت نیست و اگر باشد محدود به "ذهن" و رویای آهنگسازی و "علم موسیقی" شما دارد. بعضا پیش آمده دوستانی از من خواستند برایشان استفاده از سمپلرها را در یک استدیو خانگی با توجه به کیفیت آن شرح دهم و نرم افزار ها و سخت افزارهای موجود را هم به آنان بشناسانم و بعد از مدت کمی تشریح و تامل، فرد با لبخند گفته: "اگه اینها رو داشته باشیم حله دیگه...؟" :؟ یعنی چی؟ جدا یعنی چی؟ منم با تعجب اگر بخواهم با فرد شوخی کنم میگویم: "بلـــه با اینها همه چیز حله و شما بزرگترین موزیسین حال حاضر میشوید" - 0o - و اگر نخواهم شوخی کنم با کمی تعصب به کارم آن فرد را همچین به راه راست هدایت میکنم که یادش نرود ، :| .
اغلب به علت ساده تر شدن و پیشرفته تر شده و در دسترس بودن موسیقی الکترونیک نسبت به ساخت یک موسیقی ارکستراتوار چنین فکر میکنند که آهنگسازی و علم فراوان و روز افزون آن هم به سادگی در یک نرم افزار یا سخت افزار رویایی در اختیار آنان قرار میگیرد. اگر کم تخصصی تر با این موضوع برخورد کنیم میبینیم که اطلاعات کم فرهنگ بد را ترویج کرده و "شناخت" و ارزش ها در اینجا بدون هیچ فکری زیر سوال میرود. اگر بخواهیم مقایسه کنیم از نگاه من موسیقی الکترونیک یک علم است که شما باید در عین اینکه این علم را تا حدی برای دانش خود زیر و رو کرده باشید علم موسیقی را هم در نظر گرفته و آنرا جدی تر و بیشتر دنبال و رویش حساب کنید. بیشتر افراد شاید ندانند موسیقی هارمونیک خود به تنهایی شامل درگاه ها و قوانین خاصی هست و باید برای مثال : تئوری ، سلفژ یا سلفا ، هارمونی ، کنترپوان ، فرم ، رنگ و ساز بندی را برای یک اطلاعات خوب و کار خوب موسیقی "خوب" بلد بود و من نمی گویم همه ی اینها باید "کامل" پشت سر گذاشته شوند تا یک فرد آهنگساز به حساب بیاید بلکه باید "حداقل شناختی" بر روی اینها داشته باشد و منکر این هم نمیشوم که بعضا میبینیم کسانی کارهایی بدون پشت سر گذاشته شدن این مراحل میسازند ولی این را در نظر بگیریم کسی که میتواند اینکار را بدون "علم موسیقی" انجام دهد خود بطور "ذاتی" دارای حداقل این علم در خود هست و شعور بالا و گوش موسیقی قوی تری نسبت به افراد عادی دارد و این باعث موفقیت هر چه سطحی این فرد شده.
گوش موسیقی هم دلالت بر علمی دارد که باعث لمس انواع پهنه های صدایی و تفکیک دقیق آن بدرستی توسط مغز و گوش دارد و فرد باید صداها، نت ها، تنالیه ها و گام ها را بشناسد و این در همه یکسان "نیست".

برای تعریف، بی مقدمه در چند جمله از موسیقی الکترونیک میتوان گفت:
(( موسیقی ای که در عوامل صدای خود از سخت افزارها و نرم افزارهای دیجیتال و آنالوگ برای تنظیم و رسیدن به نقطه ی دلخواه یک قطعه صدای الکترونیک و یا صدایی غیر الکترونیک و آکوستیک در قالبی الکترونیک (سمپل) استفاده میکند و این صدا میتواند یک صدای آکوستیک سمپل شده باشد و یا میتواند صدایی غیر طبیعی و تولید شده با یک سینتی سایزر سخت افزاری یا نرم افزاری باشد. برای تعریف هم گفته میشود عاملان و منابع صدا در اینجا سازهای الکترونیک و یا سمپلها هستند که توسط قطعات از پیش در نظر گرفته شده، دقیق و هماهنگ و با طبعیت از "قوانین موسیقی"ی نوشته شده توسط آهنگساز راهبری میشوند.))

- سازهای الکترونیک
ساز الکترونیک سازی است که صدا ها را به روش الکترونیک ایجاد یا تقویت میکند و با آیتم های تغییری میتوان آنها را به گونه های مختلف شکل داد. اولین نمونه های این سازها به 1904 باز میگردد ولی از دهه ی 50 آنها جای خود را در موسیقی باز کردند و سرعتی چشمگیر داشتند و سازهایی مانند پیانو دیجیتال ، کیبرد ، گیتار الکتریک و نیز سینتی سایزرها از این دسته سازها هستند.
برای مثال سینتی سایزر یکی از سازهایی است که در 1955 به طور "رسمی" اختراع و تولید شد و بسیاری از آهنگسازان از دهه ی 60 به این نوع سازها روی آوردند.سینت سایزر دستگاهی با اجزای الکترونیک است و میتوان بوسیله ی آن صدا را ایجاد نمود و تبدیل و مهار کرد. سینت سایزر ها قادر به تولید صداهای موسیقیایی و غیر موسیقیایی هستند و مهار کامل رنگ ، زیر و بم ، شدت و کشش صداها را برای آهنگساز ممکن میکند و اغلب آنها با شستی های کلاویه ای قابل نواختن هست.
سینت سایزرها بدین علت که در زمان پیدایش و ابداع محدود و کم بوده اند داشتن آنها همراه با صرف هزینه های زیادی بود و سیستم آنها کاملا الکترونیک نسبت به سینت سایزرهای امروز نبود و قلب آنها تشکیل شده از لامپهایی معروف به لامپهای خلاء بود. در دهه ی 60 تا 70 تکنولوژی ای لازم بود که بتوان آنها را به تعداد و انواع مختلف تولید کرد که در این دو دهه سینتی سایزرهای کوچکتر و ارزانتر ترانزیستوری ساخته شدند و دیگر حتما لازم به ساخت سیستمی با لامپها نبود و هزینه کردن برای این سیستم ها بصرفه تر بود و همین نقطه ی عطف باعث تولید بالا و پیشرفت روز افزون اینگونه سازها بود.
برای مثال میتوان سینت سایزر های موگ و باچلا نمونه های آن هستند و چنین سینت سایزرهایی در مکانهایی مانند کلوپ ها ، رستورانها و مکانهای تبلیغاتی به سرعت افزایش داشت.

- کمی جلوتر
سنتز آنالوگ از قدیمی ترین و کاملترین سیستمها تا دهه ی 80 بود و آمیزه ای از صداهای پیچیده را به کمک فیلتر های صوتی بهمراه داشت و فرکانسهای مختلفی را همراهی میکردند. برای نمونه میتوان سنتز دیجیتال مودلاسیون اف ام (Fm) را که توسط جان چاونینگ ابداع شد و امتیاز آنها را کمپانی یاماها خرید و این سیستم توسط این کمپانی همه گیر و گسترده شد و امروزه شاهد حضور کامل تر و باشکوه تر آن در سیستمهای سخت افزاری و دنیای امولیتور ها هستیم.
جلوه سازها که، معکوس کننده ها ، پژواک سازها و نیز تفکیک کننده های استریو را شامل می شوند اغلب بخشی جدا نشدنی در این سینت سایزرها و روند سنتز صوتی در آنها به شمار می آمدند و در آن زمان تکنولوژی بروز سیستمها به کمک این آیتم ها مورد بررسی قرار میگرفت.

در کنار این تکنولوژی ها تمامی اقسام و سازها و همچنین "سیستمهای صدابرداری و رکوردینگ" هم روز به روز در حال پیشرفت بوده و روند سعودی خود را طی میکردند که بیان هر کدام از آنها در این مقاله نمیگنجد.
میتوان به یکی از تکنولوژیهای بسیار بسیار موثر به سیستم میدی (midi = Musical Instrument Digitall Interface) اشاره کرد که رابط اطلاعات وسایل الکترونیکی بود و برای اتصال به سازهای الکترونیک و سکونسرها تحولی بزرگ بود و مکانیسم تازه و قابل ملاحظه ای را در سیستمهای الکترونیک بوجود آمد که اولین بار توسط کمپانی رولند ساخته و ابداع شد.شرکتهای دیگر هم نمونه ای از همین سیستم را دارا بودند ولی این سیستمها همخوانی نداشته و استاندارد و یکسان و جهانی نبودند و برای مثال کسی که از سیستم میدی کمپانی یاماها استفاده میکرد باید از سکونسرهای همان کمپانی استفاده میکرد که خود محدودیت خاصی در انتخاب و کار بود و این تکنولوژی توسط کمپانی رولند در 1975 و دهه ی 80 استاندارد و همه گیر شد.

امروزه و در همین حال حاضر سیستمهای پیشرفته تر شده همان سالهای قبل استفاده میشود ولی این تکنولوژی بقدری پیشرفت کرده که با هم تا حدی وجه تمایز را بوجود آورده است و در گونه های خاص منجمله کنسولها و امولیتور های نرم افزاری ارائه و استفاده میشوند.

در سازها هم به همین ترتیب سیستمهای جدید شکل گرفته شده و روز به روز شامل ابداع نوع و سبک جدیدی از سازها هستیم و معرفی و استفاده از آن همانند قبل احتیاج به گذر زمان و باز هم پیشرفت روز افزون دارد و این را باید مد نظر داشته باشیم که نمیتوان گفت پیشرفت تکنولوژی محدود است و شکل پذیری دیگر به چشم نمی آید.

حالا که با کمی دقت و تامل نگاه میکنیم میبینیم این تکنولوژی و سیستمها بوده اند تا این حد پیشرفت کرده اند و این هم در نظر باید داشت که تکنیکها و کاربرد های این سیستمها هم علم و آگاهی مخصوص به خود را میخواهد و با کمک آنها میتوان فکتورهای موسیقی را بطور ایده آل پیاده سازی و اجــرا کرد.

حال برای فراگیری هم باید از منابع و راه های "درست" ، "کامل" و "مناسب" استفاده کرد و از رفتن به راههای غیر اصولی برای یادگیری و فراگیری موسیقی الکترونیک جلوگیری کرد و سعی نشود که برای کوتاه کردن مسیر راههای سخت را در مدت زمان کم طی کرد و اجازه بدهیم به کمک زمان ، تجربه و خلاقیت های خاص در این حیطه به سراغ ما بیایند و این مهم است که ما هم در پی فراگیری باشیم و در حرکت.

افکتها ، جنراتورها ، وی اس تی ها و در کل انواع پلاگینها انواع مختلف دارند و کارایی نامحدود و شاید بعضی از نرم افزار ها و سخت افزار ها محدودیت خود را نسبت به قدرت بالای خود و بی نیاز نمودن کاربران از انواع گوناگون دیگر آیتم ها در خود را دارا باشند و این شما هستید که با توجه به نیازتان انتخاب میکنید ولی موسیقی را هیچ وقت اینگونه در نظر نگیریم که به سادگی ابزارها میتوان از خود موسیقی، حتی مقداری از آن صرف نظر کرد و بدانیم هر صدا و آهنگی نمیتواند یک موسیقی "به طور اختصاصی باشد" همیشه ارزش های تعیین کننده را در نظر بگیریم.

اگر مطالب این مقاله کم بود و با کامل نبود به من گوشزد کنید تا آنرا کامل کنم و این مقاله بطور ذهنیتی نوشته شده است و اگر احیانا مطالبی اشتباه نوشته شده است بیان کنید...

اگر میخواهید درباره ی کار با نرم افزار ها مراحل کار بنویسم در قسمت نظرات بیان کنید توجه داشته باشید که آموزش گام به گام در بزنامه ی این وبلاگ دیگر نیست! و فقط به تئوری انجام کار هرچند محدود اشاره خواهم کرد.

موفق باشید.

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2007/3/11 |
سلام.
سلام به همه ی دوستای گل و خوانندگان وبلاگ EmusicClub.
امیدوارم همه خوب باشید!
خب از چی بگم؟!!
حامد هستم یه مدتی از سال گذشته شروع کردم به چیزهایی که بلدم و از خیلی وقت پیش ها یاد گرفته بودم ولی به علل زیادی دیگه بعد از چند ماه ادامه ندادم ولی وقتی که مینوشتم واقعا مینوشتم .
تا اونموقع خیلی چیزها هم کاملا بلد نبودم نسبت به الان یه جورای الان فکر میکنم خیلی چیزها یاد گرفتم و تموم تلاشهایی که تو این چند سال کردم الان و الان به بعد داره به ثمر میرسه ولی در این زمینه فعلا قصد کار خاصی ندارم و سعی میکنم چیزهایی رو که بلدم در قالبی خاص آموزش بدم.
اگه وقت کنم تا چند روز دیگه که سرم خلوت میشه یه چیزایی مینویسم ولی قصد آموزش فعلا ندارم!
اگر کاری هم با خودم داشتین میتونید با ایمیل یا مسنجرم باهام ارتباط برقرار کنید و اگر کاری از دستم بر بیاد خوشحال میشم.
دیگه نمیدونم فعلا چی بنویسم ولی برمیگردم.
براتون روزهای خوبی رو آرزو میکنم.
فعلا.



نوشته شده توسط HameD ₠ در 2007/2/24 |

 

سلام به همه ي دوستاي گلم.

 

تو اين وبلاگ تا امروز خيلي راجع به پلاگينها و سمپلرها و سينت سايزرها گفته نشده. از امروز سعي ميكنم تا جايي كه بلدم و از دستم بر مياد راجع به اين دسته از برنامه ها بنويسم. تو اين پست هم يه معرفي مختصر براي پلاگين Slayer ميذارم.

 

پلاگين اسلاير در واقع يك سينت سايزر هست كه صدا ها رو به اكثر صداهاي گيتار شبيه سازي ميكنه و اين صداها نه سمپل شدن و نه عمل صداگذاري در اونها صورت گرفته و به همين دليل كه ميتوان صداهاي خوبي از اون دريافت كرد. صداهاي پيش فرض اون خوبن ولي خيلي كامل نيستن. شما ميتونيد با صدا گذاري هاي مختلف و تجربياتي كه بدست مي آوريد صداهاي خوب و شفافي رو از اون بگيريد و توسط قسمت پردازش و تنظيمات اون يك صداي فوق العاده رو شبيه سازي كنيد.توجه داشته باشيد كه تنظيمات افكتور اين پلاگين يه افكت پيشرفته و حرفه اي گيتار الكتريك رو به شما داده.

 

در كل يك پلاگين خيلي مفيده و اگر روي صداي دريافتي در آهنگاتون حساسيت به خرج ميدين كمي وقت گذاشتن روي اين پلاگين صداهاي فوق العاده اي رو به شما ميده و بيشتر مواقع كه خوب روي اون كار كرده باشيد صداي بدست آمده با يك ركورد حرفه اي با يك گيتار الكتريك و يك افكت خوب ميتونه مطابقت داشته باشه.

 

در زير يك نمونه آهنگ ساختم كه بزارم تو اين پست و روي اين آهنگ شايد در كل يك ساعت وقت نذاشته باشم ولي به نظر خودم از اسلاير بد استفاده نكردم.اين آهنگ سورس سيو شده است كه با .Flp ذخيره شده و حجم كمي هم داره.

 

دانلود  سورس فایل برنامه - Flp.

 

براي معرفي اين دسته از پلاگين ها هم ميتونم بهترين ها رو بهتون معرفي كنم. براي يك شبيه ساز گيتار باس پلاگين Virtual Bassist رو پيشنهاد ميكنم.براي شبيه ساز گيتار الكتريك و آكوستيك هم Virtual Guitarist رو پيشنهاد ميدم كه نرم افزار فوق العاده اي هست و هر دو پلاگین هم محصول کمپانی Steinberg هستند ولي حجم اين نرم افزارها زياده و صداهاي پيش فرض فوق العاده و زيادي داره.در زیر نمونه ای از عکسها رو میبینید.

 

Virtual Bassist

_________________________________________

  

 

 

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/7/8 |

 

سلام خدمت دوستاي خوبم.

 

خواسته بوديد راجع به FL Studio بنويسم.

 

خب اول به ميثم جان عزيز بگم كه اين برنامه هيچوقت چرت و پرت بيرون نميده  و اين نوع كار شماست كه نتيجه رو تعيين ميكنه. الان اگر از من بپرسيد FL سخته يا آسون ميگم مثل آب خوردن ولي قبلا مثلا پارسال اينو نميگفتم و اينم بخاطر تمرينها و تجربياتيه كه من بدست آوردم پس شكستي هم بوده تا اين تجارب رو بدست آوردم پس اگر ديدين نميتونيد كار كنيد دلسرد نشين بپرسين و پافشاري كنيد منم از قبل گفتم سعي كنيد اطلاعاتي از موسيقي و نت نويسي داشته باشين و من كتابهاي تئوري موسيقي رو بهتون پيشنهاد ميكنم.

 

Piano Roll

من منظورت رو متوجه نشدم ولي پيانو رول قسمت ورودي نتها در اف ال هست و شما در نت نويسي يك سري نت يك سري مودلاسيون و سكوت دارين كه با فواصل گوناگون دارين و اينها رو با Paint marker يا همون قلم نت نويسي رسم ميكنيد و اگر ساختار نتي و كسر ميزان رو در تئوري خونده باشين و بدونيد چيه ميبينيد كه اف ال يك ماشين پر قدرت براي نشستن نتها روي اون ( Pano Roll ) بهمراه اجراي دقيق گذاشته تا شما هيچ مشكلي نداشته باشين.

 

من براي تازه كارها در هر نرم افزاري از جمله اف ال كار با ميدي رو توصيه ميكنم. شما يه برنامه مثل Cakewalk Pro Audio 9 روي سيستمتون بريزين و ميدي ها رو وارد كنيد تمامي تراك ها همراه با صداشون رو در كانالهاي خودشون به شما نشون ميدن و شما كانال نت نويسي مورد نظرتون رو ببينيد

 

مثلا كانال يك . حالا پيانو رول رو باز كنيد و ميدي فايل رو روي اون دراگ كنيد و جدولي مثل شكل زير ميبينيد و چراغ همه ي كانالها رو بجز كانال مورد نظرتون مثلا يك خاموش كنيد و يك روشن بمونه و در اين صورت كانال يك ميدي فايل شما در پيانو رول نمايان ميشود و ملودي رو گرفتين بعد روي اون از طريق سمپلر ها و سينت سايزر ها يا ژنراتورها مثل سيتروس صدا گزاري نماييد.

 

 

يك كارايي ديگه اي كه در پيانو رول اين نرم افزار ديده ميشه اينه كه شما قابليت كشش صدايي به طريق مودلاسيون رو داري يعني يك نت رو به اندازه ي كشش زماني دلخواد گذاشته و يك مودلاسيون نت براش مي گذارين و كشش صدايي زيبايي رو به شما ميده و اين كاربرد براي نت نويسي ويولون و استرينگ خيلي موثره. و اگر چندين كشش صدايي رو بدون تداخل و با نظو مي خواهيد ميتونيد از رنگبندي استفاده كنيد . به شكل زير توجه كنيد:

 

 

Wave Traveller

خب ويو تراولر حالت X و Y رو در قالبي ديگر مخصوص صداهاي ويو به شما عرضه ميكنه كه شما با يك صدا از قبيل سمپلها و يا يك كلمه با صداي خودتان ميتونيد با رسم منحني هاي مختلف افكت و ويرايش صدا رو تعيين كنيد و اين دستگاه خلاصه شده ي يك Disk Jockey يا همون Dj ميباشد و اصلا هم پيچيده نيست و يك نوع ژنراتور ويو هست و آنرا براي اجرا در حالت پترن ميتوانيد در پيانو رول تنظيم و صدا گذاري نماييد. براي ديدن و كار كردن با تراولر ار دو فلش بالا در كنار ضربدر go رو كه بصورت پيش فرض هست را انتخاب و نت فا را روي آن نشان دهيد.به شكل زير دقت كنيد:

 

 

 

Link to Controller

از اسم اين اصطلاح در منو هاي ميكسر اف ال ميتوان فهميد كه از مكاني كه اين گزينه را ميبينيم ميشود به يك كنترلر لينك داد. كنترلرها در اف ال عبارتند از:

Fruity Keyboard Controller -Fruity Envelope Controller - Fruity X-Y Controller و ... .

براي نمونه كار با Link to Controller و يك نمونه لينك دادن به آنها به پست Fruity X-Y Controller چند پست پايينتر مراجعه شود.

 

خب اگر باز هم سوالي بود و تونستم در خدمتم. راستي من كي بهونه گرفتم؟

اگر سوالي راجع به ريزن دارين در خدمتم من بيشتر ريزن كار ميكنم.

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/6/25 |
با عرض سلام و احترام.

خب من هنوز منتظرم ببینم چی میخواهید تا براتون راجع بش بنویسم.

خب دوست عزیزم آرش جان خواسته بود یه نرم افزار برای شروع آهنگسازی به سبک میدی معرفی کنم و چون خیلی هم دوست داشت که بعدا نرم افزار سونار رو کار کنه من هم این نرم افزار

 یعنی Project5 Version 2 Test Drive  از کمپانی  Cakewalk  رو برای معرفی اینجا گذاشتم و می تونم بگم یکی از کاملترین برنامه ها به سبک کار میدی و زیر مجموعه ی سونار بزرگ هست و سبک صداهاش از همیشه متفاوت بوده وصداهای سمپل شده داره و از سمپلر هم میشه در اون استفاده کرد.

لینک صفحه ی دانلود   

لینک برنامه های دمو ورژن Cakewalk                  

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/6/14 |

سلام

امیدوارم خوب و سلامت باشین.از من آموزش افکت اتوتیون رو خواسته بودین.من هم در حال نوشتن مطلبی حرفه ای برای اتوتیون هستم و یک بار سوپرایزتون میکنم.

این نوشته رو از وبلاگ دوست عزیزم علیرضا برداشتم و مطمئنم کارتون رو راه می اندازه. پس بخونید و  حتما سری هم به لینکش بزنید.

منبع: http://rayanmusic.persianblog.com/1385_2_rayanmusic_archive.html#5059651

در اين قسمت ميخوام کمی در مورد افکت Autotune که پست قبلی دانلودش رو گذاشتم مسائلی رو بگم.

اول اينکه همونطور که ميدونيد اين افکت روی نرم افزار FLStudio قابل نصب و استفاده هست.اون هم با نصب در قسمت plugins اين نرم افزار. البته برای ديدن و استفاده اين افکت اول بايد روی دکمه fx (افکتها) کليک کنيد و بعد از باز کردن ليست افکتها روی قسمت more کليک کنيد و بعد از ليستی که باز ميشه افکت auto-tune رو برای نشان دادن در ليست اصلی انتخاب کنيد.

نکاتی در مورد کار با auto-tune :(نکاتی که گفته ميشوند به طور پيش فرض برای کسانی است که آشنايی زيادی با تئوری موسيقی و در نتيجه گام و... ندارند.)

۱ - اگر خودتان خواننده هستيد ، بايد کارتون رو دقيقا بر روی يک گام و نت مبنای شناخته شده بخونيد که قابل تشخيص مفيد توسط اين پلاگين باشه. برای تشخيص يک نت مبنای درست ميتونيد مثلا صداتون رو با صدای يک پلاگين استاندارد و تنظيم(از نظر صوتی) مثل Sytrus تنظيم و هماهنگ کنيد.

۲ - قسمت RETUNE اين پلاگين برای تنظيم ميزان نرمی انتقال بين دونت است. هر چقدر اين تنظيم رو بيشتر نزديک صفر قرار بديد حالت دتيون و در واقع «پله ای شدن» صدا محسوس تر خواهد بود.

۳ - قسمت TRACKING در واقع برای تنظيم شدت دتيون و به اصطلاح بعضی ها شدت «ليزری شدن» صداست.در مواقع عادی معمولا تنظيم تا حد عدد ۳۰ برای اين قسمت مناسبه.

۴ - قسمت SCALE DETUNE  در واقع برای مواقعی هست که احساس ميکنيد هنگام اجرای افکت صدای خواننده کمی از نت اصليش خارج ميشه. ميتونيد با کم و زياد کردن اين تنظيم مقداری از «خارج خوندن» صدا رو تصحيح کنيد.البته اين برای مقادير بسيار کم هست و اگه در بعضی نت های خاص صدا بيش از حد زير يا بم ميشه مشکل اصلی از قسمت تنظيم نت هست.

۵ - در قسمت تنظيم نت و ميزان اثر گذاری افکت بر روی نت ها همونطور هم که از اسمش هم پيداست اصلی ترين کار انجام ميشه. بهتره اول دکمه های set major ياset minor رو فشار بديد و تست کنيد که صدا در کدوم حالت بهترين نتيجه ممکن رو ميده و بعد برای نتهايی که احساس ميکنيد افکت درست تنظيم نيست خودتون ويرايش و تنظيمش کنيد. لازمه بگم که ستون Remove برای مشخص کردن اثر گذاری افکت روی نت های مورد نظر و ستون Bypass برای نشانه گذاری برای نتهاييه که نميخواييد افکت روش اثر گذار باشه.

۶ - با اينکه من خودم تاثير خاصی نديدم ولی چون خود شرکت سازنده خيلی تاکيد داره برای اين نکته براتون ذکر ميکنم. برای صداهای مردانه ، بهتره در قسمت کشويی Input Type گزينه Low male voice  رو انتخاب کنيد!

۷ - و توصيه آخر: برای دريافت بهترين نتيجه ، خيلی مهمه که صداتون رو حتما بطور مجزا و قبل از ميکس روی آهنگ روی اين نرم افزار تنظيم کنيد. و الا مشخصه که در صورت افکت گذاری همزمان روی صدا و آهنگ با توجه به دخالت های ملودی روی صدا اين پلاگين کارايی لازم رو نخواهد داشت.

خب....فکر کنم تا اونجا که امکانش بود برای استفاده همه دوستان ساده و مختصر توضيح دادم. همونطور که خودتون هم تو نرم افزار ديديد امکانات تنظيم صدا و افکت در اين نرم افزار کم نيست و طبيعتا هر کدوم از اين تنظيمات کار خاصی رو انجام ميدن. ولی در کل مواردی که بالا ذکر شد نزديکترين خروجی رو نسبت به نمونه های حرفه ای که ميشنويد ميتونه بهتون بده.

 

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/6/5 |

سلام به همه ی دوستای خوبم.امیدوارم خوب باشید.

 

من یه معذرت خواهی به خواننده های وبلاگم بدهکارم.ببخشید مدتی بود نبودم و مشغله ی کاریم زیاد بود و نتونستم براتون بنویسم.خلاصه به بزرگی خودتون ببخشید.

 

تو کامنت ها خونده بودم که خواسته بودید براتون نرم افزار های روز رو بررسی کنیم:

خوب بستگی داره شما بخواهید چه کاری انجام بدین و نوع کارتونه که مشخص میکنه با کدوم نرم افزار کار کنید.پس بگین نوع کارتون چیه؟

 

الانم نرم افزار های خوبی هست برای اینکه کار تنظیم رو انجام بدین و  کار رو خیلی راحت کردن و اگر نبودن انقدر به وفور خواننده پیدا نمی شد.

 

این نرم افزار ها خوبن ولی اگر کسی اصول آهنگسازی رو در اونها به کار نبره خوب مسلما آهنگ خوبی نمی تونه بسازه.تکنیکهای تنظیم هم که بسته به پشتکار خالق آهنگ و تنظیم کننده داره  و این تجربه و پشتکار تنظیم کننده است که شما متوجه می شید آهنگ خوب بوده یا نه اصلا میشه بهش گفت آهنگ؟

آیا با اصول هارمونی و سازبندی مناسب ترکیب شده با اینکه همینطوری توسط فردی ساخته شده که پایه های موسیقی رو رعایت نکرده.

 

اگر کار با نرم افزار های حرفه ای آهنگسازی و تنظیم را بلد باشیم و آموزش دیده باشیم در صورتی که آشنایی نسبی با تئوری و هارمونی داشته یاشیم خیلی خوب و راحت میشه کار کرد و یک آهنگ خوب و عامه و جامعه پسند بسته به نوع درک مردم از موسیقی میشه ساخت و کسی هم که خواننده باشه

از صدای خود در آهنگ استفاده کند. در کشور ما به نوع آهنگسازی نگاه نمیشه و اکثر کارهای آهنگسازان ما سلیقه ای میباشد و از زیبایی های موسیقی و هارمونی در آن استفاده نمیشه.ولی اگر تنظیم و آهنگسازی برای هر کس مقدور باشد و این رو هم میدونیم هر کس سلیقه ای در آهنگ سازی دارد و اگر آهنگی به سلیقه ی شخص بی اطلاع از تئوری و هارمونی ساخته بشه و یک فرد تازه به دوران رسیده بیاد و روی آهنگ بخونه میشه خواننده (در کشور ما که اینطوریه).

 

حالا این دو حالت دارد میتونه هم کار خوب بشه و طرفداران زیادی پیدا کنه و هم میتونه آهنگی باشه که ارزش دوبار گوش کردن رو نداشته باشه.

در صورتی که یک موسیقی خوب همراه با تنظیم قوی و خوب و یک صدای خوب در نوع خود ساخته بشه و مردم از آن استقبال کنند به سبک آن موسیقی روی می آورند و آن نوع موسیقی تبدیل به موسیقی روز می شود و اینطوری مردم متوجه میشوند موسیقی خوب چیست و جایگاه آنرا می فهمند و این خود نوعی اموزش موسیقی است.

 

ولی خدای نکرده اگر یک آهنگ توسط یک آهنگساز و تنظیم کننده ی نا آگاه صورت پذیرد و این آهنگ طرفدار پیدا کند موسیقی ما تهدید میشود و گرایش به این سمت پیش میرود.

و اگر هم این آهنگ طرفدار پیدا نکند ولی در جمع آهنگهای خوب و بد دیگر قرار گیرد ایجاست که باید گفت موسیقی ما به طرز بدی در حال تهدید است و هر روز یک خواننده ی جدید می آید.آیا اینها حرفی برای گفتن دارند بزنند اصلا برای چی موسیقی را انتخاب کردند؟

خب ببخشید زیاد حرف زدم این درد دل منه که چرا ......

 

در کل میشه گفت از هر چیزی هم میشه استفاده ی خوب کرد هم بد

 

در پستهای بعدی به آموزش افکتورهای صدا و نرم افزار های آهنگسازی پرداخته میشود.

 

منتظز نظرهاتون هستم.

 

نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/6/1 |

 سلام

 

امیدوارم خوب و سلامت باشید.

 

یادتون یه سوال راجع به Fruity X-y Controller پرسیدم؟

من جواب این سئالم رو از دوست خوبم اطهر جان گرفتم و همینجا ازش تشکر میکنم.

X-y Controller افکت صدا نیست. بلکه همونطور که از اسمش معلومه کنترلر هست. Midi Controler ها رو دیدی؟ این کنترلرها صدایی تولید نمیکنن. بلکه فقط کار کنترل رو انجام میدن. در حقیقت یه جور ریموت هستن. مثل ریموت تلویزیون. X-y Controller هم به همین صورته. باهاش میتونی مقادیری که توی FL وجود داره رو کنترل کنی. همونطور که از اسمش پیداست دو مقدار x و y داره. یعنی خروجی این کنترلر چیزی نیست جز مقادیر x و y. حالا باهاش چیکار میتونی بکنی. اگه با FL در حد معقول کار کرده باشی افکت FreeFilter رو میشناسی. این افکت رو توی یه کانال دلخواه باز کن. مثلا کانال 5 که مال ریتم اصلی آهنگت باشه. این افکت رو توش باز کن. X-y Controller رو هم هرجا دلت میخواد باز کن. کنترلرها توی اف ال محدودیتی توی اینکه افکت و روی کدوم کانال باز کنی ندارن. اما برای اینکه بدونی کنترلرت مال کدوم صدا هست توی همون کانال 5 میکسر بازش کن. حالا روی کانال 5 دوتا افکت داری. X-y Controller و FreeFilter. احتمالا میدونی متغیر اصلی FreeFilter دکمه ی Freq هست و فرکانسهای صوتی ای که وارد اون کانال میشه رو به ترتیبی که خودت انتخاب میکنی کم یا زیاد میکنه. روی اون دکمه راست کلیک کن. توی منویی که باز میشه گزینه ی Link to Controller... رو انتخاب کن. پنجره ای با عنوان Remot Control Setting باز میشه. توی این پنجره میتونی دکمه ی Freq رو به کنترلرهای خارجی مثل دستگاههای کنترلر اکسترنال یا به کنترلرهای داخلی مثل x-y Controller نسبت بدی. همونطور که گفتم x-y Controller دو تا خروجی y و x داره. توی منوی باز شده به قسمت Internal Controller دقت کن. توی اون قسمت منویی وجود داره که توی اون منو تمام کنترلرهای داخلی نمایش داده میشه. چون شما فقط یه x-y Controller باز کردی توی اون منو فقط دو مقدار x و y رو مشاهده میکنی که میتونی یکی از این مقادیر رو انتخاب کنی و بعد با فشردن دکمه ی Accept تنظیمات رو تائید کنی.

  کاری که انجام دادی این بود که مثلا متغیر x از کنترلرت رو به دکمه ی Freq از فیلتر نسبت دادی. حالا ریتمت رو اجرا کن. هر دو افکت رو در معرض نمایش بذار. با ماوس نشانگر کنترلر رو در جهت X یا هر جهتی که انتخاب کردی حرکت بدی. میبینی که دکمه ی Freq از فیلتر همگام با حرکت ماوس توی کنترلر میچرخه. میتونی متغیر دیگه ی کنترلر رو هم به یه افکت دیگه یا یه دکمه ی دیگه از همون افکت نسبت بدی. یا حتی میتونی هرکدوم از مقادیر x و y رو به یه فیلتر (یا هر افکت دیگه) مربوط به سازها و کانالهای صدای جدا نسبت بدی. Formula Controler هم یه کنترلر مشابه دیگه هست که متغیر خروجی اون هم x و y هست. با فرمولهای ریاضی میتونی کمانها و خطوط سینوسی (اگه درست گفته باشم) بسازی و از مختصات این خطوط که با x و y نمایش داده میشن برای کنترلر افکتهات استفاده کنی.   
نوشته شده توسط HameD ₠ در 2006/5/19 |